رئیس کل دادگستری استان کردستان از اجرای حکم احسان فتاحیان خبر داد.
به گزارش خبرگزاری فارس، علی اکبر گروسی رئیس کل دادگستری استان کردستان گفت: صبح امروز حکم دادگاه در خصوص
اتهامات احسان فتاحیان در زندان سنندج اجرا شد
وی با اشاره به جرائم فتاحیان تاکید کرد: اقدام علیه امنیت ملی از طریق اقدامات مسلحانه از جمله جرائم ارتکابی فتاحیان بود
رئیس کل دادگستری استان کردستان در ادامه تصریح کرد:‌ اجرای حکم اعدام فتاحیان صبح امروز با حضور مقامات قضایی و انتظامی صورت گرفته است
احسان فتاحیان عضویت در گروهک‌های کومله و اقدام علیه نظام را پذیرفته و ماموران امنیتی نیز وی را به جرم حمل سلاح دستگیر کرده بودند
۱۱.۱۱.۲۰۰۹ خبر از پیک ایران








دور جدید اعدامهای سیاسی از روز چهارشنبه؛ بپا باید خاست!
نوامبر 9, 2009 jomhouriyat

احسان فتاحیان، زندانی سیاسی کرد به دلایل واهی و صرفا به جرم عضویت در یک گروه اپوزیسیون کرد روز چهار شنبه اعدام خواهد شد.پیش از این تلاش فراوانی صورت گرفته بود که جرائم گوناگونی را به وی تحمیل کنند و در این راه بیش از 3 ماه فشار شدید و شکنجه و حشیانه را تحمل کرد ، اما حاضر به اعترافهای ساختگی نشد . تا آنجا که دادگاه حکم اشد مجازات یعنی 10 سال حبس در تبعید / در شهر رامهرمز/ را برای او صادرکرد. اما با اعتراض دادستان و بازجویان که از اقرار گرفتن این جوان بی گناه عاجز مانده بودند و نیز برای ایجاد فضایی خفقان آور در کردستان و سایر نقاط کشور ، بی آنکه مدارک و مستنداتی وجود داشته باشد یا اعترافی صورت پذیرد ؛ دستور اعدام قطعی این جوان را از دادگاه تجدید نظر گرفتند. احسان فتاحیان اعلام کرده است که بازجویان از او خواسته اند بین اعترافات ساختگی در برابر دوربین رسانه ها و اعدام یکی را انتخاب کند و چون زیر بار چنین ستمی نرفته ، بزودی جانیان جانش را خواهند ستاند .باید توجه کنیم که اعدام احسان آغاز دور جدیدی از اعدامهای زندانیان سیاسی در کشور است . اصرار رژیم کودتا برای اعدام این جوان بی گناه در جهت سنجش باز خورد واکنشهای اجتماعی مردم و جنبش پس از کودتای 23 خرداد است . اگر آرام بنشینیم و شاهد ساکت این جنایت فجیع باشیم ، یقینا بزودی شاهد کشتار گروه گروه زندانیان سیاسی و سایر معترضان و حتی دستگیری و مجازات رهبران جنبش ملت ایران خواهیم بود . دشمن زخمی را دستکم نباید گرفت . مطمئنا اگر این اعدام انجام شود ، از روز 5 شنبه احکام فراوانی در بیدادگاههای رژیم از مجازات حبس به اعدام تغییر خواهد یافت ….شاید اگر شب پیش از اعدامهای سال 67 چنین همبستگی فراگیر ملی وجود داشت الآن بسیاری از عزیزانمان همچنان در بین ما بودند. فردا دیر است ، از هم اکنون به پا باید خاست.

می خواهم از پلیس نترسم: ضرورت پیوستن به «جنبش سبز» سمانه موسوی-17 آبان 1388
مدرسه فمینیستی: برای چند دقیقه فراموش میکنم که جوان هستم و درحال تحصیل، مدعی فعالیت مدنی و دارای رفاه نسبی با اطرافیانی خوش فکر، مدنی و روشن فکر. اما می خواهم برای چند دقیقه بجای کسی از آخرین لایه قائده هرم اجتماعی به اوضاع کنونی کشورم نگاه کنم: به جنبش سبز. مطالباتم چیست؟
من میخواهم در جایی زندگی کنم که آینده شغلی ام تیره و تار نباشد. میخواهم مطمئن باشم وقتی از در خانه بیرون رفتم برگشتنی بی دردسر داشته باشم و در واقع امنیت اجتماعی داشته باشم. میخواهم از پلیس نترسم، لباس شخصی نبینم و قانون مدافع ام باشد نه بلای جانم. تا یادم نرفته بگویم که میخواهم سیر از سر سفره بلند شوم، بسیار خوب دیگر چه می خواهم ... آهان، و البته که می خواهم یک انسان به حساب بیایم نه نصفه و نیمه.
***
جنبش سبز حرکتی است که توسط اصلاح طلبان که جزیی از پیکره جمهوری اسلامی هستند ، کلید خورد و اکنون در دست مردم است و این مردم اند که آنرا به پیش می برند و برایش هزینه های سنگین می پردازند. می گویم این جنبش در دست مردم است چون میخواهم اشاره داشته باشم به مهمترین و بارزترین ویژگی آن ؛ یعنی فراگیری و گستردگی اش. این جنبش شرایطی را موجب شده که فعالان سیاسی پشت سر ملتی که پرچم سبزِ آنرا در دست دارند ، حرکت کنند. در یک کلام میتوان علت را علاوه بر حقانیت آن ، در مطرح شدن کف مطالبات در ابتدای این حرکت دانست. همیشه همین طور بوده است ؛ به همان اندازه که سطح مطالبات هر حرکتی پایین و حداقلی باشد ، دامنه دربرگیری اش، و استقبال مردم از آن، بیشتر و بیشتر میشود.
از جنبش سبز مردمی درایران میتوان بعنوان اولین جنبش اعتراضی در طی سالیان گذشته یاد کرد که عصای مرد جانباز را به نشانه اعتراض در کنار مشت گره کرده جوان به اصطلاح امروزی، برافراشته می کند. جنبشی که در آن، دستان پینه بسته کارگر در کنار دستان زن خانه داری که هیچگاه بقول خودش سیاسی نبوده ، به نشانه V در می آید و نشان سبز را بر دستان مادربزرگی گره میزند که تمام این سالها در کنج خانه با حزن و سکوت، کز کرده بود.
وقتی اینها را می بینی بوضوح میتوانی ردپای یک اعتراض تمام عیار مردمی را احساس کنی، اعتراضی که به یمن وسعت و گستردگی اش جامعه را به تکاپو برای نفس کشیدن واداشته است.
میرحسین موسوی به قول خودش نه به عنوان رهبر بلکه دنباله رو این ملت، به عنوان کسی که قول امانتداری به آنها داده بود و خواست که وفای به عهد کند در ابتدای این حرکت اعلام کرد که در چارچوب قانون اساسی و با خواسته های روشن اعتراض می کنیم، و ما امیدوارنه به آینده این حرکت ماندیم و ادامه دادیم . قبل از ادامه مطلب باید اینجا یک پرانتز باز کنم که این به معنای بی عیب و نقص دانستن قانون اساسی نیست. ما حرکت میکنیم و از پایین به بالا موج میزنیم. جنبش سبز مردمی در این تعریف همگانی باقی می ماند ، عمر میکند و به ثمر می نشیند. اما در نگاهی متوسع تر، قانون اساسی که دست نویس بشر است و بر حسب زمان و شرایط، کمبودها و ایرادهایش پررنگ تر میشود؛ توسط فعالان به چالش کشیده میشود ، نقدها بیان میشود و در قالب حرکت های مدنی به اقشار گوناگون جامعه در خصوص آن، آگاهی لازم ارائه میشود و با پشتوانه همین آگاهی مردمی برای اصلاح آن راه حلی همچون «کمپین یک میلیون امضا» و «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات» در نظر گرفته میشود.
مسئله اینجاست که ما قادر باشیم بدرستی خواسته هایمان را طبقه بندی کنیم و از جنبشی همچون جنبش سبز انتظار دگرگون کردن اوضاع جامعه در همه ابعاد و به نحو احسنت را نداشته باشیم. انتظار نداشته باشیم به یکباره این جنبش متحول گر تام در ایران باشد. در نظر داشته باشیم که جنبش سبز را میخواهیم تا از این وضعیت قرمز خارج شویم و بلحاظ حقوق بشری در مسیری بیفتیم که قانون اجرا شود و شکنجه نباشد ، اعتراف زیر شکنجه «اعتراف» به حساب نیاید ، بازداشت طولانی مدت نباشد، راهپیمایی آرام بدون حمل سلاح جرم نباشد ، داشتن وکیل حق مسلمِ منِ زندانی باشد ، اقلیت های مذهبی و همه اقوام برابر باشند و ...
از بعد اقتصادی که دیگر فکر نمیکنم از وضعیت کنونی اسفبارتر هم وجود داشته باشد! دو سال و دوماه پیش، معضلی گریبانگیر مردم بود به نام تورم و گرانی، و مردم به سختی و هزار و یک بود و نبود در اوج نارضایتی، روزگار می گذراندند. دیروز خبری شنیدم در مورد افزایش قیمت نان که باور کردنش سخت بود. تا جاییکه از روی کنجکاری از خواهرم هم پرسیدم و قیمت ها که چه و چه را هم شنیدم!!! بگذریم... میخواهم بگویم جنبش سبز میخواهد این خواسته های اولیه و ابتدایی را بدست بیاورد و نه اینکه به افکار روشنفکرانه جامه عمل بپوشاند.
این حرکت بدنبال بی احترامی به رای و نظر اکثریت و نادیده گرفته شدن تنها حقی که «فکر میکردیم» باید داشته باشیم ، حول خواسته های حداقلی که در ابتدا بیان شد، شکل گرفت. وقتی این جنبش آغاز شد همه به گرد اش آمدیم با هر ایده و باور. همه مچ بند سبز بستیم و یکصدا فریاد زدیم «رای من کو؟» ... کشتند ، به بند کشیدند و تجاوز کردند. از چه کسانی کشتند؟ از شهروندان عادی، به چه کسانی تجاوز کردند؟ بازهم همین شهروندان عادی ، نه از مخالفان متعصب نظام. البته که فعالان بازداشت میشوند و در وضعیت نا امنی بسر میبرند و تلاش و مقاومت شان ستودنی است اما بازهم نه به اندازه ی مردم عادی. آنها ما را داشتند که اسم شان را در بوق و کرنا کردیم و نوشتیم و گفتیم و در این میان مردمِ سپرده شده بدست ماموران در کهریزک جان دادند و مورد تجاوز قرار گرفتند. پس از آن یاد گرفتیم که برای نجات همه به یک اندازه در حد توان به این در و آن در بزنیم تا گروگان هایمان را از چنگال متجاوز به رای و ناموس ، نجات دهیم.
رک میگویم ، گرچه میدانم شاید انگ طرفدار کودتا بودن و چه و چه بر پیشانی ام زده شود. با این حال می گویم چون فکر میکنم در مرحله ای هستیم که باید بگوییم. باید بگوییم شمایی که 30 سال مدعی بودید و مخالف ، چه قدمی را در نجات مردم و اصلاح نابسامانیها و جبران کمبودها و نقایص توانستید بردارید؟ فکر میکنید برای نجات جامعه از هزار و یک مشکل کهنه و جدید چه نامی بر حکومت بگذاریم بهتر است؟ چه نوعی از حکومت باشد بهتر است؟
30 سال درگیر افراط بودیم و تفریط. این بار اجازه بدهیم این جنبش با چنین گستردگی چشمگیری که دارد، به غایت برسد. نگران بر سر کار این و آن بودن نباشیم چرا که بقدرت رسیدن نیرویی است بس عجیب که اجازه نمیدهد من و شما ، بهتر بودن این را بر آن تضمین کنیم.
پس خواسته هایمان را دسته بندی کنیم و هر کدام را به حوزه فعالان مربوط به آن بسپاریم. بی نظیر بودن حرکتی که در آن نخبگان سیاسی و روشنفکران پشت سر مردم حرکت میکنند، را قدر بدانیم و از آن محافظت کنیم تا به نتیجه برسد. معترض باشیم و اصلاح کنیم نه برای منِ «من»، بلکه برای «دیگری»، ... برای جامعه.


ایرانیان هایدلبرگ ، اشتوتگارت و کارلسروهه و دوستان آلمانی‌ همه با هم در تظاهرات به مناسبت ۱۳ آبان
روز ۷ نوامبر در میدان آکادمی هایدلبرگ شرکت می‌کنیم


Iranischer Animationsfilm von Marjane Satrapi

Film Vorführung in dai Heidelberg
dai نما یش فیلم کارتونی از مرجان سترا پی‌ در هایدلبرگ

Ein Mädchen,ein Krieg,eine Revolution,drei Kulturen,und
doch ein Lachen auf den Lippen.
Marjan erzählt über ihr Leben im Iran,ihre Familie,
das Exil in Österreich und über Ihre Sehnsüchte
und Hoffnungen auf eine bessere Welt.
Marjan Satrapis Kultcomic als preisgekrönter Animationsfilm.
Ein Meisterwerk und ein unterhaltsames Plädoyer für Toleranz.

هایدلبرگ، کارلسروهه ، اشتوتگارت همگی‌ ۲۳ سپتامبر در تظاهرات اشتوتگارت

Heidelberg, Karlsruhe, Stuttgart am 23.September in Stuttgart protestieren gegen den Einlass Ahmadinejads in die UN!




آزادی برای ایران

اعتراض
به ورود احمدی نژاد در سازمان ملل،
به رفتار خشونت آمیز ضدانسانی و آزارانسانها در ایران
و نقض حقوق شهروندی
برای آزادی همه ی زندانیان سیاسی

!همراه شو! اتحاد

Freedom for Iran

Protest gegen den Einlass Ahmadinejads in die UN.
Gegen die Gewalttaten an den Menschen im Iran und die Verletzung ihrer Menschen/Bürgerrechte.
Fordert die Freilassung aller politischen Gefangenen!
MACHT MIT! SOLIDARITÄT!

23.September , Stuttgart Schlossplatz 17:00 Uhr
Bus ab Heidelberg : Abfahrt 16:30 Uhr , Bahnhof Strasse - Bauhaus

Bus Reservierung : unter Tel: 0176-78731729
Fahrtkosten:10,- €
Info: www.iranetehad.blogspot.com

Film Vorführung in DAI Heidelberg

GREEN DAYS
(ROOZHAYE SABZ)
von Hana Makhmalbaf

Ava ,ein junge iranische Autorin ,leidet unter Depressionen.
Ihr Theaterstück wird von der Zensur verboten.
Plötzlich und unerwartet brechen nach den umstrittenen
Präsidentenwahlen im Juni 2009 die größten Unruhen seit der islamischen Revolution aus.
Ava stürzt sich ins Geschehen, spricht mit den Menschen
auf der Straße, um herauszufinden, was sie dazu bringt, ihre Freiheit, ihre Gesundheit und sogar ihr Leben aufs Spiel zu setzen.
- Eine hochaktuelle und ergreifende
Dokumentation der „Grünen Revolution“ im Iran.

Iran, 2009
72 Min.
Regie: Hana Makhmalbaf
Original mit englischen Untertiteln (eventuell)

SO., 20.09.09, 17:00 UHR
DAI SOFIENSTR. 12 HEIDELBERG EINTRITT FREI
WWW.IRANETEHAD.BLOGSPOT.COM

Vergewaltigung von Gefangenen im Iran

Vergewaltigung von Gefangenen im Iran

In der vergangenen Woche hat erneut eine erschütternde Nachricht im Iran für großen Aufruhr gesorgt.

Nachdem es zunächst als Gerücht unter den Menschen kursierte, hat nun der Geistliche Mehdi Karroubi in einem Brief an den Vorsitzenden des Expertenrats Ali Akbar Hashemi Rafsanjani die dringende Überprüfung von möglichen Vergewaltigungen von festgenommenen Demonstranten gefordert. Der Brief wurde am 29.Juli 09 verfasst, da Rafsanjani jedoch nicht wie erbeten innerhalb von zehn Tagen antwortete, wurde er am Montag auf Karroubis Website veröffentlicht.

„Junge Frauen seien dermaßen brutal vergewaltigt worden, dass sie schwere Verletzungen erlitten hätten. Auch junge Männer seien "bestialisch" vergewaltigt worden. Manche von ihnen litten so unter Depressionen und körperlichen und seelischen Verletzungen, dass sie sich in ihre Häuser verkrochen hätten und nicht mehr hinaus trauen würden.“ ( Bahman Nirumand, 10.08.09 taz.de)

Karroubi äußerte sich besorgt darüber, dass, wenn auch nur einer dieser Fälle der Wahrheit entspräche, es eine Katastrophe für die Islamische Republik bedeute und er erwarte, dass ein neutrales Gremium vom Expertenrat zusammengestellt werden sollte, um die Angelegenheit bis aufs gründlichste zu untersuchen.

Majid Ansari, ehemaliger Sekretär des Präsidenten und Mitglied einer geistlichen Vereinigung sagte in einem Interview mit IRNA, die Nachrichtenagentur der Islamischen Republik, dass es diese Fälle leider tatsächlich gegeben habe, und zwar mehrere und das alle Beweise und Berichte bereits den zuständigen Behörden zur Vorlage geschickt wurden.

„Inzwischen haben die mächtigen Revolutionsgarden ein Gerichtsverfahren gegen Karrubi sowie den bei der Wahl ebenfalls unterlegenen Kandidaten Mir Hossein Mussavi und Ex-Präsident Mohammad Chatami gefordert. Jadollah Dschavani, ein hochrangiger Befehlshaber der Garden, sagte am Sonntag, sie seien die eigentlichen Drahtzieher bei den jüngsten Protesten und sollten deshalb bestraft werden.“(B. Nirumand, 10.08.09, taz.de)

Der deutsche „SPIEGEL“ berichtete am 10.08. ebenfalls über dieses Thema:( Ausschnitt )
„Auch der iranische Generalstaatsanwalt Ghorban-Ali Dorri-Nadschafabadi bestätigte körperlichen Missbrauch in der Haftanstalt. Er bezeichnete dieses Verhalten als nicht hinnehmbar und verlangte die Bestrafung aller für die Misshandlung von Gefangenen Verantwortlicher.“ (SPIEGEL online, Iran)

Parlamentsvorsitzender Ali Larijani hingegen verneinte diese Geschehnisse:
Bei einer offiziellen Parlamentssitzung am Mittwoch sagte er, dass bei gründlichen Untersuchungen von Gefangenen in den (berüchtigten) Gefängnissen Kahrizak und Evin keinerlei Anzeichen von sexueller Misshandlung gefunden worden seien und forderte von Mehdi Karroubi, seine Beweise dem Parlament vorzulegen.

Dieser ist in der Zwischenzeit mit der Veröffentlichung seines Briefes auf Empörung und Kritik seitens der Befürworter der Regierung gestoßen, was ihn jedoch nicht einzuschüchtern scheint, wie er in einem Interview mit Saham News verdeutlichte:

„Den Verantwortlichen sage ich, dass diese Beschimpfungen und Kritik mich niemals verstummen lassen werden. In den letzten zwanzig Jahren habe ich viele solcher großen Worte gehört; solange ich lebe werde ich das Recht des Volkes verteidigen und ihr könnt nicht meine Zunge, meine Hände und meine Feder zum Schweigen bringen.“(akhbare-rooz.com, 13.08.09)

Mir Hossein Moussavi, der Hauptrivale Ahmadinejads bei den Präsidentschaftswahlen, befürwortete am Mittwoch bei einem Treffen von Reformisten Karroubis Engagement.

„Das, was heute in den Gefängnissen geschieht, zeigt deutlich die Notwendigkeit einer tiefgehenden Reformierung des Landes.“(norooznews.ir, 12.08.09)

Aktionsbündnis für Demokratie im Iran – Heidelberg

Kontakt: http://iranetehad.blogspot.com/

15.08.2009 Aufruf گردهمایی

گردهمایی و همبستگی با مردم ایران
هم میهنان گرامی
دوماه تظاهرات مسالمت آمیز مردم ایران علیه کودتای انتخاباتی 22 خرداد،دوماه کشتار، دستگیری و شکنجه و تجاوز به بازداشت شدگان را در پی داشت.ده‌ها نفر جان باختند و زندان ها پر شد از معترضین و فعالین سیاسی.اما همچنان در شهرهای ایران، مردم خشم خود را بر سر کودتاچیان فریاد می زنند

بیاییم
علیه کودتای انتخاباتی و دولت دروغ و تقلب
برای تداوم مبارزات در جهت برگزاری انتخاباتی آزاد
علیه دستگیری، حبس، شکنجه، تجاوز و اعتراف گیری ساختگی ازفعالان سیاسی و مردم
برای به رسمیت شناخته نشدن دولت کودتا درسطح دولتها و سازمانهای بین المللی متحد شویم و صدای مردم خویش باشیم

دولت کشتار را از پا خواهیم انداخت
ما بی شماریم
به ما بپیوندید

زمان 2009 آگوست 15
ساعت 18:00-15:00
مكان
Akademiegarten (Hauptstraße), Heidelberg

فعالان احقاق مردم سالاری در ايران - هيدلبرگ
از شما اکیدا تقاضا داریم از آوردن علایم مربوط به گروه های سیاسی خاص خودداری فرمایید

برای کسب اطلاعات بیشتر و همکاری با ما، با آدرس
تماس بگیرید
Aufruf zur Solidarität mit dem iranischen Volk

Liebe Mitbürgerinnen und Mitbürger,

Die nun seit zwei Monaten andauernden friedlichen Demonstrationen der Menschen im Iran gegen den Wahlbetrug am 12. Juni hatten Mord, Festnahmen, Folter und, wie sich nun auch herausgestellt hat, Vergewaltigung von Gefangenen zur Folge.
Viele haben ihr Leben gelassen und die Gefängnisse sind gefüllt mit Demonstranten und politischen Gefangenen. Doch noch immer rufen die Menschen in Irans Städten ihre Wut auf die Coup d´ Etat – Handlanger hinaus.


Lasst uns
gegen dieses betrügerische Regime und Wahlmanipulation
für das Fortbestehen der Proteste mit dem Ziel freie Wahlen abzuhalten
gegen Festnahmen, Folter, Vergewaltigung und erpresste Geständnisse von politischen Persönlichkeiten
für die Nichtanerkennung des Coup d ´Etat – Regimes seitens der verschiedenen Regierungen und Organisationen weltweit
uns vereinigen und zur Stimme Irans werden!

Gemeinsam können wir etwas erreichen!
Schließt Euch uns an!



Datum: 15. August 2009
Zeit: 15:00 bis 18:00
Ort: Akademiegarten (Hauptstrasse), Heidelberg

Wir bitten darum, nichts mitzubringen, das auf bestimmte politische Gruppen hinweisen könnte.

Aktionsbündnis für Demokratie im Iran – Heidelberg

Für weitere Informationen oder Zusammenarbeit mit uns, stehen wir gerne unter folgender Adresse zur Verfügung:
freeiran.heidelberg@googlemail.com
bachehaye.iran@yahoo.de

07.08.2009 Mahnwache گردهمایی


Mit Grabkerzen, Flaggen, Plakaten und Bildern machten Heidelberger Iraner auf die politische Situation in ihrem Heimatland aufmerksam. Foto: Hoppe


Das Echo der „ungehörten Stimme": Iraner protestierten in Heidelberg

Von Paul Heesch.

Immer heftiger reagiert das Regime des iranischen Präsidenten Mahmud Ahmadinedschad auf Kritik. Viele Kommentatoren sehen die Herrscher mit dem Rücken zur Wand und stufen es daher als brandgefährlich ein. Jede kritische Äußerung kann die eigene Freiheit kosten – weshalb iranische Dissidenten im Ausland die Möglichkeit, sich frei zu äußern, in diesen Tagen verstärkt nutzen. "Wir sind das Echo der ungehörten Stimme", sagte auch die junge in Heidelberg lebende Iranerin Bovar Andishe (Name von der Redaktion geändert): "Wir müssen unsere Stimme hier in Deutschland erheben, weil das unseren Brüdern und Schwestern im Iran verwehrt ist."Mit 50 anderen in Heidelberg lebenden Iraner hielt Andishe am letzten Freitag eine Mahnwache in der Hauptstraße ab. Es war schon die achte dieser Art. Von 17 bis 19 Uhr versammelten sich die Demonstranten am Anatomiegarten, sangen, hielten Reden, zeigten Amateur-Videos aus ihrer Heimat. Mit Flugblättern und in persönlichen Gesprächen informierten sie Passanten.Organisiert wurde die Mahnwache vom "Aktionsbündnis für Demokratie im Iran – Heidelberg". Am Anfang noch vereinzelt und verstreut protestierend, haben sich unter dem Dach dieser Initiative mittlerweile nun neun Heidelberger Iraner zusammengefunden. "Und viele helfen im Hintergrund", erzählte Mitorganisator Kamyar Hosseini (Name von der Redaktion geändert): "Sie wollen aber nicht öffentlich auftreten, weil sie Angst haben." Hosseini selbst ist schon in vielen Videos im Internet bei regimekritischen Demonstrationen zu sehen. "In den Iran kann ich daher in der nächsten Zeit nicht fahren", sagte er, "das wäre zu gefährlich".Dieser Gefahr ist sich auch Hosseinis Mitaktivistin Shala Baversad bewusst: "Aber ich bin mir sicher, dass das Regime noch höchstens zwei Jahre durchhält." Danach, so hofft sie, werde der Iran ein demokratischer säkularer Staat sein. "Wir haben heute eine völlig andere Situation als etwa zur Zeit der Revolution 1969", erklärte sie: "Heute vernetzen sich Iraner weltweit über das Internet und bauen Druck auf, die staatliche Zensur wird umgangen. Man kann sagen, dass wir zurzeit in Iran die erste Internetrevolution erleben." Immer mehr arbeiten auch die iranischen Protestler in der Region zusammen. "Wir haben auf der Veranstaltung neue Kontakte zu einer Gruppe in Stuttgart knüpfen können", sagte Hosseini am Sonntag. Mit dieser und anderen Gruppen in der Region wolle man jetzt gemeinsam agieren und solange kämpfen, bis es endlich Neuwahlen gebe.
Link in RNZ

Foto: Hoppe